4) اصول فوق پیشرفته نفوذ و تاثیر بر دیگران:چگونه محبوب قلب ها شویم؟
_ اصول فوق پیشرفته نفوذ و تاثیر بر دیگران:چگونه محبوب قلب ها شویم؟ _ تحقيقات نشان مي دهند كه حتي در رشته هاي فني مهندسي ، موفقيت مالي افراد فقط 15 درصد به اطلاعات فني آنها بستگي دارد و85 در صد باقي به مهندسي انساني يعني ايجاد رابطه با مردم وتوان هدايت آنها بر مي گردد. فصل اول " اگر مي خواهيد محبوب شوید از جریحه دار کردن غرور دیگران بپرهیزید." انتقاد فايده ندارد، چون شخص را درحالت دفاعي قرار مي دهد واو را وادار مي سازد كه اعمالش را توجيه كند.انتقاد خطرناك است ، چون غرور ارزشمند افراد را جريحه دار مي كند وبه احساس اهميت دادن به خود لطمه مي زند وبيزاري وكينه را بر مي انگيزد. بي . اف . اسكينر ، روان شناس مشهور جهاني ، در آزمايش هايش ثابت كرد حيواني كه براي رفتار درستش ، پاداش مي گيرد، سريعتر ومؤثرتر از حيواني كه براي رفتار غلطش تنبيه شده است، چيز ياد مي گيرد . تحقيقات بعدي نشان داد كه اين اصل براي انسان هم مصداق دارد. ما با انتقاد نمي توانيم تغييرات دائمي به وجود آوريم واغلب بيزاري وكينه ايجاد مي كنيم .و اگر نمي خواهي درباره ات قضاوت كنند ، در باره هيچ كس قضاوت نكن. آيا كسي را مي شناسيد كه دلتان بخواهد تغييرش بدهيد ، اصلاحش كنيد وبهبودش بخشيد ؟ بسيار عالي است ، من هم كاملا با اين امر موافقم ، ولي چرا از خودتان شروع نمي كنيد؟ خودخواهانه هم كه نگاه كنيد ، سودش خيلي بيشتر از آن است كه بخواهيد ديگري را تغيير دهيد. بله وا لبته خطرش هم خيلي كمتراست. كنفوسيوس مي گفت:" وقتي جلوي در خا نه تان كثيف وپراز برف است، به برف روي بام همسايه فكر نكنيد ." اگر من وشما بخواهيم همين فردا باعث دل آزردگي كسي بشويم ، ممكن است قرنها بگذرد وطرف مقابل تا لحظه مرگ از رنجش يك انتقاد گزنده، خلاصي نيابد وابدا هم مهم نيست كه ما در اين قضاوت واقعا چقدر حق داشته ايم. موقعي كه سرو كارمان با مردم است ، بهتر اين كه يادمان نرود، با موجوداتي كه احساساتي اند، تعصب دارندسر وكار داريم .شناخت و درك مي خواهد كه انسان بتواند حرف ديگران را بفهمد وآنها را ببخشد. كارلايل مي گويد:" يك مرد بزرگ با شيوه رفتارش با مردان كوچك ، عظمت خود را نشان مي دهد." به جاي سرزنش مردم ، سعي كنيم حرف آنها را بفهميم . بيائيد ببينيم چرا بعضي كارها را انجام مي دهند . از سرزنش كردن، كارهاي مفيدتر وارزشمندتري هم وجود دارند وآن همدردي ، صبر ومهرباني است. همه چيز را دانستن يعني همه را بخشيدن. فصل دوم " راز بزرگ راه آمدن با مردم" فقط يك راه وجود دارد كه بتوان به وسيله آن كسي را وادار به كاري كرد.آيا تا به حال درباره اين راه فكر كرده ايد؟ بله، فقط يك راه وجود دارد وآن هم اين كه ديگري را وادار كنيد خودش بخواهد آن كار را انجام دهد. يادتان باشد كه هيچ راه ديگري وجود ندارد. تنها راهي كه مي شود كسي را وادار به انجام كاري كرد اين است كه به او آنچه را مي خواهد بدهيد. عميق ترين اشتياق در طبيعت بشر " آرزوي مهم بودن " است . اين عبارت را از خاطر نبريد " آرزوي مهم بودن". چه چيزهايي مي خواهيد ؟ قطعا خيلي زياد نيستند ، ولي چيزها ي اندكي را كه آرزو مي كنيد، با چنان قوتي مي خواهيد كه نمي شود انكارش كرد. بعضي از مهمترين چيزهايي كه همه آدمها مي خواهند اينها هستند: 1- سلامتي وحفظ حيات 2- غذا 3- خواب 4- پول وچيزهايي كه با پول مي شود خريد 5- زندگي بعد از مرگ 6- ارضاي جنسي 7- سعادت وسلامت فرزندان 8- احساس مهم بودن. بنوعي همه اين خواسته ها ارضا مي شوند جز يكي. يك آرزوي خواستني كه به اندازه بقيه يعني خواب وغذا در وجود ما ريشه عميق دارد ، و بندرت ارضا مي شود . فرويد به آن " آرزوي بزرگ بودن " وديويي " آرزوي مهم بودن " مي گويند. همه دوست دارند ديگران از آنها تعريف كنند. عميق ترين اصل در نهاد بشر عطش براي تحسين وتاييد است. در اينجا صحبت از گرسنگي بي شائبه است كه دل آدم برايش ضعف مي رود و آدمهاي كمي هستند كه مي توانند صميمانه اين گرسنگي دل را در مردم ارضا كنند كه اگر چنين كنند مي توانند آدمها را در كف دست خود بگيرند . اشتياق براي مهم بودن يكي از تفاوتهاي بارز انسان وحيوان است. شوآب مي گويد:" همه توانم را به كار مي گيرم تا شعله اشتياق را در دل مردمم برافروزم. بزرگترين سرمايه من وبهترين راهي كه براي زندگيم برگزيده ام اين است كه قدر زحمات ديگران را بدانم وآنها راتشويق كنم. هيچ چيز بيشتر از انتقاد بالا دستي ها وبزرگترها را، شوق حركت را در آدمي نمي كشد. من هرگز از كسي انتقاد نمي كنم وايمان دارم كه بايد به انسانها شوق كار كردن داد. بنابراين همه سعي من اين است كه به جاي خرده گيري وسرزنش، در آدمها دنبال نكته اي بگردم كه قابل تشويق است. اگر از كار كسي خوشم بيايد ، از صميم دل تشويقش مي كنم . شو آب مي گويد:" در برخوردهاي متعددي كه با افراد بزرگ در زمينه هاي متفاوت وجاهاي مختلف دنيا داشته ام ، هنوز به آد مي برخورد نكرده ام كه هر چقدر هم مقام مهمي داشته تحت تاثير تائيد وتشويق قرار نگيرد وكارش را بهتر از موقعي كه از او انتقاد مي شود ، انجام ندهد." يك زن از شوهر خود خواست تا شش خصلت اورا بگويد تا بتواند در خودش تغيير ايجاد كند شوهر تعجب كرد كه چرا همسرش چنين خواهشي را از او كرده گفت فكر مي كنم وفردا بهت مي گويم . فردا صبح آن مرد به گل فروشي تلفن كرد وشش گل سرخ را براي همسرش سفارش دادتا بفرستد ويادداشتي نوشت : " من نمي توانم آن شش خصلتي را كه بايد عوض كني در تو پيدا كنم ، چون همين طوري كه هستي دوستت دارم." شب همسر ش كه مثل ابر بهاري اشك مي ريخت به استقبالش آمد ومرد از اينكه انتقاد نكرده بود بسيار خوشحال بود وهمسرش اين قضيه را به دوستانش گفت وآنها دست جمعي به سراغ او رفتند واو همان جا فهميد وقدرت قدر داني را تشخيص داد . ما بدن بچه ها ودوستان وكاركنانمان را با غذا تقويت مي كنيم ، ولي چقدر كم پيش مي آيد كه عزت نفس آنها را تغذيه كنيم. يكي از خصلت هاي ارزشمندي كه در زندگي روزمره ، از آن غفلت مي كنيم ، تحسين وقدرداني است. در همه روابط شخصي مان نبايد فراموش كنيم همه كساني كه با ما ارتباط دارند انسان وتشنه تشويق وتاييد هستند . از تشويق همه انسانها از آن لذت مي برند. تشويق صادقانه به نتيجه مي رسد وانتقاد وبدگويي شكست مي خورد. آزردن ديگران آنها را تغيير نمي دهد وهيچ كس هم طالب آن نيست. امرسون مي گفت:" هر كسي را كه مي بينم از جنبه اي از من برتر است ومن در همان جنبه از او چيز ياد مي گيرم." سعي كنيم نقاط مثبت شخصيت ديگران را در يابيم ، از صميم قلب قدر داني كنيد فصل سوم " آن كس كه مي تواند اين كار را انجام دهد جهان را با خود دارد .آن كه نمي تواند ، اين راه را تك وتنها طي كند." چرا در باره چيزي كه خودمان مي خواهيم با مردم حرف مي زنيم ؟ اين كار كاملا بيهوده است . ا لبته آدم به چيزي كه مي خوا هد علاقمند است وتا ابد هم علاقمند است ، ولي كس ديگري تعهد نداده است از آن خوشش بيايد .بقيه ماها هم مثل شما هستيم وبه چيزي كه مي خواهيم علاقه داريم. بنابراين تنها راه عا لم براي نفود در ديگران اين است كه در باره آنچه كه آنها مي خواهند علاقه نشان بدهيم وبه آنها بگوئيم چگونه مي توانند آن را به دست آورند. هر كاري كه از روز اولي كه بدنيا آمديد انجام داده ايد ، براي اين انجام شده است كه شما اين طور مي خواسته ايد. بهترين نصيحتي كه مي شود به كسي كه مي خواهد ديگري را به كاري ترغيب كند ، اعم از آن كه در محل كار،خانه، مدرسه وسياست باشد ، اين است كه در ديگري خواسته اي مشتاقانه را برانگيزد. كسي كه اين كار رابداند همه دنيا را در اختيار خواهد داشت. اوكسي است كه نمي خواهد راه زندگي را تنها طي كند ." تنها راه نفوذ در مردم اين است كه با مردم درباره چيزي كه به آن علاقه دارند حرف بزنيم . فردا شايد بخواهيد كسي را تشويق كنيد كه برايتان كاري انجام دهد .قبل از اين كار اندكي مكث كنيد و از خود بپرسيد :" چطور مي توانم در اين شخص ميل به اين كار را ايجاد كنم؟" چنين سؤالي باعث مي شود بدون فكر به طرف موقعيتي هجوم نبريم وبيهوده در باره آرزوهاي خودمان حرف نزنيم. هنري فورد مي گويد:" اگر موفقيت فقط يك راز داشته باشد ، توان ديدن د نيا از چشم طرف مقابل وديدن مسائل از زاويه ديد اوست. بيائيد وقت خود را درباره مسائل ومشكلات خودمان هدر ندهيم . همان طور كه هنري فورد توصيه مي كند" بيائيد نقطه نظر ديگري را در نظر بگيريم و از زاويه ديد او به مسائل نگاه كنيم." به جاي تكيه روي خواسته هاي خود ، روي خواسته هاي ديگران تكيه كنيد. دنيا پراست از آدمهايي كه در فكر چنگ انداختن به همه چيز وفرصت طلبي براي خود هستند، بنابراين افراد اندكي كه در فكر خدمت به ديگران هستند ، سود فراواني به دست مي آورند ورقباي كمي هم دارند. يادتان باشد:" ابتدا در ديگران شوق انجام يك كار را برانگيزيد . كسي كه مي تواند اين كار را بكند دنيا را درچنگ خوددارد. كسي كه ندارد بايد اين راه را تك وتنها طي كند . قوانین طلایی موفقیت:چگونه از پله های ترقی و پیشرفت بالا رویم. _انسان قدرت نامحدود و اعجابانگيزي دارد. از يك طرف قادر است براي خود آرامش، ثروت، سلامتي، شادی و موفقيت را فراهم كند. و از سوس ديگر به همان اندازه قدرت دارد خود را از داشتن آنها محروم سازد. بله واقعاً عجيب است ! مغز انسان می تواند به همان ميزان كه سعادت و خوشبختي را برایمان فراهم ساخته , بدبختي و فلاكت را نیز فراهم كند. جاي هيچ تعجبي نيست وقتي كه با مكانيزم فوقالعاده ذهن و مغز خود آشنا ميشويم. _اولين و قویترین نيرو كه باعث پيشرفت و به اوج رسيدن ما ميشود ذهنيت مثبت نام دارد. و دومين نيرو كه موجب درجا زدن و عقب افتادن ما ميشود ذهنيت منفي نام دارد. بله!ذهنيت منفي قادر است ما را به راحتي در زماني كه در اوج هستيم به پايين کشیده, اسباب درد و رنج و بدبختی ما شود. _پدر فولر مردي سياهپوست و كشاورز بود كه با همسر و هفت فرزند خود در لويزيانا در يك مزرعه اجارهاي كار ميكرد. به علت فقر شديد فولر از پنج سالگي مشغول كار بروي زمين شد همانطور كه ديگر فرزندان خانواده مجبور به اين كار شدند اين خانواده 9 نفره فقر و بدبختي را به عنوان سرنوشتشان در زندگي پذيرفته، با آن كنار آمده بودن. مادر فولر زني فوقالعاده بود و نمي توانست به هيچ وجه فقر و تنگدستي بچههايش را قبول كند اين زن در تمام طول عمر خود با فقر و بيچارگي زندگي كرده بود ولي آن را قبول نداشت بنابراين تصميم گرفت فرزند خود فولر را در اين باره آگاه كند. مادر گفت: ما نبايستي فقير باشيم و هرگز نبينم كه بگويي خداوند خواسته ما فقير باشيم. ما فقير هستيم اما مسبب آن خداوند نيست. ما فقير هستيم چون پدرت نخواست كه ما پولدار شويم. من و پدرت در زندگي نخواستيم جز آنچه كه هستيم باشيم. كسي از ما دو نفر ميلي به ثروتمند شدن نداشت. سخنان مادر اثر خود را روي فولر گذاشت و در او علاقه و اشتياق زيادي براي ثروتمند شدن ايجاد كرد. فولر مدام به دنبال راهي ميگشت كه به قلههاي اوج، افتخار و ثروت برسد و راه آنرا يافت. تصميم گرفت كالايي را به فروش برساند. كالايي كه او براي فروش انتخاب كرد صابون نام داشت. او به مدت دوازده سال با همه توان و علاقه به اين كار ادامه داد. كارش اين بود كه به منزل تك تك افراد برود و با جلب نظرشان صابون را به آنان بفروشد. در يكي از اين روزها باخبر شد كه قرار است كارخانه صابونفروشي شهر را با قيمت 150000دلار در يك حراجي به فروش برسانند. كل پس انداز فولر در اين مدت دوازده سال 25000 دلار ميرسيد. به سراغ صاحب كارخانه رفت و او را متقاعد كرد كه ابتدا 25000 را بپردازد و مابقي آنرا در 10 روز آينده پرداخت كند و اگر موفق نشد 125000 دلار ديگر را تهيه كند 25000 دلار بيعانش را به عنوان زيان به نفع صاحب كارخانه ضبط شود. فولر در طول مدت كارش اعتماد و اطمينان زيادي كسب كرده بود . تجار، مغازهداران و شركت هاي مختلف نسبت به وي نظر مساعد داشتند. به آنان سر زد و مبالغي به عنوان قرض گرفت. ميدانيد در سالهاي آتي فولر به چه چيزهايي دست يافت؟ در سالهاي بعد او صاحب 7 كارخانه و شركت ديگر شد. فولر بعدها گفت: من هدف خود را به خوبي ميدانستم و دائماً به دنبال راه تصاحب آن بودم و كاملاً موفق شدم. فولر زماني كه كارش را شروع كرد از اغلب ما پايينتر بود و امتيازات پاييني داشت اما او هدفي بزرگ براي خودش انتخاب كرد و براي رسيدن به آن بدون ساعتي وقفه شبانهروز تلاش كرد و سرانجام به آنچه كه ميخواست رسيد. موفقيت از آن كساني میشود كه ابتدا ميدانند چه ميخواهند يعني داراي هدف مشخصی هستند و سپس با ذهنيت مثبت برای رسیده به هدف والای خود برنامه ریزی کرده دست به اقدام عملی می زنند و مدام برنامه ریزهای خود را بررسی کرده تا در صورت نیاز با انعطاف پذیری که دارند آنرا تغییر داده, تمام تلاش خود را ميكنند و اگر نشد پشتکار به خرج می دهند. _ شاید نام سرهنگ ساندرز مبتکر مرغ های کنتاکی در سراسر جهان را شنیده باشید در ابتدا او تنها فرمول پخت خوشمزه مرغ را با یک ماشین کهنه در اختیار داشت تصمیم گرفت به رستوران ها سر بزند ولی هر روز دست از پا درازتر بر می گشت.می دانید که او به چندمین رستوران که سر زد موفق شد.10تا.یا 20 تا.یا نکنه 100 تا؟بله درست می خوانید او به1002 رستوران در تمام شهرها رفت و شبها از بی پولی با اینکه 66سال از عمرش می گذشت در ماشینش می خوابید تا بالاخره موفق شد یک امپراطوری عظیمی را پایه گذاری کند ما با سعي و كوشش چيزي را از دست نميدهيم بلكه چيزي را به دست ميآوريم. بدانيم كه موفقيت اتفاقي نيست و پشت هر موفقيتي روزهاي و سالها تفكر، برنامه ريزي و تلاش نهفته است. _ یا حتما می دانید که ادیسون پس از 9999بار آزمایش بالاخره در باره 10000موفق شد. _ و یا نام والت دیسنی را شنیده و حتما کارتون های زیبایش را بخاطر دارید.او برای این موفقیت365بار پشتکار بخرج داد تا موفق شد دنیایی رویایی برای کودکان بسازد. _ و یا..... _ بزودی کلاس های آموزشی کلیه رشته ها بصورت آنلاین راه اندازی می شود.



















